یکی از عواملی که در بقای سازمان ها بسیار موثر می باشد عامل نیروی انسانی می باشد. هر فرد کوشش می کند شغلی را انتخاب کند که علاوه بر تامین نیازهای مادی، نیازهای روانی او را نیز تامین نماید. به گونه کلی موفقیت هر سازمان تا حدود زیادی بستگی به کوشش و رضایت کارکنان سازمان دارد. شاید بتوان گفت کارکنانی که دارای روحیه بالاتر، خلاقیت و مهارت هستند، از رضایت شغلی بهتر و بالاتری برخوردار هستند (روحی عزیزی و مهدوی، 1379، ص 51).

هنگامی که کارکنان به سازمان ها می پیوندند، مجموعه ای از خواسته ها، نیازها و آرزوها را که باعث ایجاد انتظارات شغلی می گردد، با خود وارد سازمان می نمایند. پاسخ های سازمان به خواسته ها و توقعات کارکنان، احساس مثبت یا منفی افراد به شغل خود (رضایت یا نارضایتی شغلی) را می سازد. در واقع رضایت شغلی نشان دهنده اندازه ارتباط توقعات کارکنان با پاداش های سازمان می باشد (Willem , et al. , 2007). طبق تعریف رضایت شغلی عبارت می باشد از ارزیابی کارکنان از شغل خودشان در چهارچوب کاری معین  (Carrier&,  Bourque, 2009 , p.33).

پس مدیران بایستی حداقل به سه دلیل به رضایت شغلی کارکنان سازمان مربوط اهمیت دهند: بین رضایت شغلی و بهره وری ارتباط هست؛ ثابت شده می باشد که کارکنان راضی، از سلامت جسمی و روانی بهتری برخوردارند و همچنین افراد ناراضی سازمان را ترک می‎کنند و بیشتر استعفا می دهند؛ رضایت شغلی پدیده ای می باشد که از مرز سازمان و شرکت فراتر می رود و اثرات آن در زندگی خصوصی فرد و خارج از سازمان (جامعه) نیز نظاره می گردد (شکری و همکاران ، 1391 ،ص 120).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 

 

2-2-2)  تعاریف و مفاهیم رضایت شغلی

محققان تعریف های متفاوتی از رضایت شغلی ارایه داده اند، اگر چه یک تعریف مشترک و مورد توافق همگان در زمینه رضایت شغلی وجود ندارد اما اکثر این تعاریف با هم مرتبط اند. هسته اصلی همه تعاریف عبارت می باشد از: وضعیتی که فرد واکنش هیجانی خوشبینانه نسبت به یک شغل خاص دارد.

( Halepota, 2011, p.40)

  • اسپکتور (1997) رضایت شغلی را به عنوان یکمتغیرنگرشیکه نشان دهنده علاقه مردم (رضایت) و یا عدم علاقه مردم (نارضایتی)  به شغلشان می‌باشد، تعریف نموده می باشد(Cortese et al. , 2010 , p.37) .
  • رضایت شغلی یک نوع احساس خشنودی می باشد که در اثر دستیابی افراد به اهداف ، بدست می‌آید (ساعتچی و همکاران، 1387،ص 155)
  • رضایت شغلی عبارت می باشد از درجه ای از احساسات و توجه‌های مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند. هنگامی که یک شخص می گوید دارای رضایت شغلی بالایی می باشد ، این به آن مفهوم می باشد که او واقعاً شغلش ر ا دوست دارد، احساسات خوبی درمورد کارش دارد و برای شغلش ارزشی بسیار قائل می باشد (ساعتچی و همکاران، 1387،ص 155).
  • رضایت شغلی عبارت می باشد از احساسات مثبت یا لذت بخشی که هر فرداز راه ارزیابی شغل خود یا تجربیات شغل خود به آن دست می‌یابد (ساعتچی و همکاران، 1387، ص 155)
  • فیشر و هانا[1]  رضایت شغلی را عامل روانی قلمداد می کنند و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و اوضاع اشتغال می انگارند. آنان عقیده دارند اگر شغل مورد نظر لذت مطلوبی را برای فرد تامین کند، در این حالت فرد از شغلش رضایت دارد. پیش روی چنانچه شغلش لذت مطلوب را در پی نداشته باشد، احساس نارضایتی می کند و در صدد تغییر شغل برمی آید.(کریمی فرد، 1384،ص38)
  • لوی گاربول و مونت مارکوت[2] عقیده دارند رضایت شغلی ارزیابی فرد می باشد نسبت به تجربه گذشته و اینکه انتخاب همین شغل در آینده نیز بهترین گزینه می باشد.کارمند از اندازه مطلوبیت کاری که تجربه می کند، گزارشی ارائه نمی کند بلکه در این زمینه قضاوت می کندکه اگر مجدداً بخواهد شغلی انتخاب کند، شغل فعلی را انتخاب می کند یا خیر.(رجب بیگی، 1385، ص 115)
  • رضایت شغلی یک تابع از ارتباط درک شده می باشد بین آن چیز که یک شخص از شغل خود می خواهد و آن چیز که که می بیند. پس رضایت شغلی تصریح به این دارد که کارکنان تا چه اندازه از کوشش های خود در محل کار احساس لذت می کنند.(Tuzun, 2009, p.729)
  • هاپاک[3] رضایت شغلی را مفهومی پیچیده و چند بعدی دانسته و آن را با عوامل روان شناختی، جسمانی و اجتماعی مرتبط کرده می باشد. به نظر وی صرفاً وجود یک عامل موجب رضایت شغلی نمی گردد بلکه وجود ترکیبی از عوامل مختلف موجب خواهد گردید که فرد در لحظه معینی از شغل خود احساس رضایت کند.(شکری و میرهاشمی، 1385، ص75).
  • بعضی از نظریه پردازان عقیده دارند رضایت شغلی عبارت می باشد از توجه افراد نسبت به شغل و سازمانی که در آن کار می کنند(Mosadegh Rad &Yarmohammadian, 2006, p.14).

[1] . Fisher&Hanna

[2]  Levy garboul& mont marqouet

[3] .Hapak

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید