در دنیای رقابتی امروز، سازمان ها در هر محیطی که فعالیت می نمایند، دایماً نیازمند بهبود عملکرد بوده و بایستی تمام کوشش خود را در جهت دست یابی به تعالی عملکرد به کار گیرند، لذا اهمیت پرداختن به عملکرد سازمانی از سوی مدیران به عنوان یک وظیفه اساسی مطرح می باشد. در ارتباط با ارزیابی عملکرد مباحث زیادی مطرح می گردد. نقل و قول معروفی از لرد کوپن[1] می باشد که اظهار می کند : وقتی که شما به توانید آن چه را که درمورد اش صحبت می کنید مورد سنجش قرار دهید و آن را با اعداد و ارقام اظهار کنید در واقع   می توانید ادعا کنید که چیزی در مورد آن می دانید ، اما وقتی نتوانید آن را بسنجید و زمانی که نتوانید آن را با اعداد و ارقام اظهار کنید دانش و آگاهی شما نسبت به آن  موضوع بسیار ناچیز و ناراضی  کننده می باشد. یا جمله معروفی می باشد که اظهار می کند آن چه را که نتوانید اندازه گیری کنید نمی توانید کنترل کنید و آن چه را که نتوانید کنترل کنید نمی توانید مدیریت کنید و در واقع  آن چیز که را که نتوان مدیریت نمود نمی توان  بهبود بخشید. این جملات اهمیت ارزیابی را اظهار می کند و در واقع  اندازه گیری عملکرد را زیربنایی برای انجام عملیات بهبود و توسعه اظهار می کند. زمانی که مدیران از عملکرد خود اطلاعی نداشته باشند         نمی توانند ظرفیت های بلااستفاده و بالقوه خود را درک کنند  و پس جهت اطلاع  از ظرفیت های موجود و یا بلااستفاده بایستی عملکرد اندازه گیری و ارزیابی گردد تا از طریق آن مدیران به توانند استراتژی های مناسب و مورد نیاز سازمان را در جهت رسیدن به اهداف و چشم انداز خود تدوین و عملیاتی سازند. ابزارها و متدهای مختلفی جهت سنجش عملکرد سازمان موجود می باشد که اکثریت آن ها صرفا شاخص های مالی را جهت اندازه گیری عملکرد مد نظر قرار می گیرند.( ایران زاده ، 1388، ص3)

2-1-2 ) تشریح مفهوم عملکرد

در ضرورت تعریف عملکرد بایستی خاطر نشان  نمود که جایگاه این واژه از آنجا مهم می باشد. که با تعریف عملکرد می­توان آن را ارزیابی  یا مدیریت نمود. هولتون[2] و بیتز[3] خاطر نشان ساخته اند که عملکرد  یک ساختار چند بعدی می باشد که ارزیابی آن ، بسته به انواع عوامل متفاوت می باشد. آن ها هم چنین به اهمیت این موضوع  که هدف ارزیابی، نتایج عملکرد می باشد با رفتار، تصریح می نمایند. در مورد این که “عملکرد چیست” توجه های متفاوتی هست. می توان عملکرد را فقط سابقه نتایج حاصله تلقی نمود. از نظر فردی ، عملکرد، سابقه­ی موفقیت­های یک فرد می باشد. کین[4] معتقد می باشد عملکرد چیزی می باشد که فرد به جا می گذارد و جدای از هدف می باشد. برناردین[5] و همکارانش عقیده دارند که عملکرد بایستی به عنوان نتایج کار تعریف گردد. نتایج قوی ترین ارتباط را با اهداف استراتژیک  سازمان ، رضایت مشتری و تأثیر­های اقتصادی دارد. یکی از صاحب نظران  معتقد هست که عملکرد ، رفتار می باشد و بایستی از نتایج متمایز گردد، زیرا عوامل سیستمی می تواند نتایج را منحرف کند در صورتی که عملکرد به گونه ای  تعریف گردد که هم رفتار و هم نتایج را در بر گیرد، دیدگاه جامع تری حاصل می گردد. بروم براچ[6] معتقد می باشد که عملکرد هم به معنای رفتار و هم به معنای نتایج می باشد. رفتارها از افراد اجراکننده ناشی می شوند و عملکرد را از یک مفهوم انتزاعی به اقدام تبدیل می کنند. رفتارها فقط ابزارهایی برای نتایج نیستند، بلکه به نوبه خود نتیجه به حساب می آیند و می توان  جدای از نتایج در مورد آن ها  قضاوت نمود. این تعریف از عملکرد ، منجر به این نتیجه گیری می گردد که هنگام مدیریت عملکرد گروه ها و افراد ، هم ورودی ( رفتار) و هم خروجی ها  (نتایج) بایستی در نظر گرفته شوند. (آرمسترانگ، 1385، ص ص 4-3)

2-1-3) تعریف ارزیابی عملکرد

ارزیابی عملکرد[7] به فرایند سنجش و اندازه گیری و مقایسه و نحوه دست یابی  به وضعیت مطلوب و مورد نظر اطلاق می گردد. ارزیابی عملکرد ابزار ضروری برای پاسخ گویی به سوالاتی در مورد بهبود بهره وری[8] در قالب عباراتی نظیر کارایی[9] و تاثیر[10] و قابلیت  پاسخگویی[11] می باشد. ارزیابی عملکرد  فرایندی می باشد که برای ارزیابی پیشرفت به سوی دستیابی به اهداف تعیین شده مشتمل بر اطلاعاتی در مورد کارایی تبدیل شدن محصولات و خدمات ارائه شده و اندازه رضایت مندی مشتریان، دستاوردها و تاثیر فعالیت ها در راستای  اهداف  مشخص آن ها می باشد.

اندازه گیری عملکرد یکی از موضوعات  مهم و محوری در کنترل ، هدایت و رهبری سازمان ها می باشد. از  آن جا که برای اندازه گیری عملکرد ، بهره گیری از شاخص ها یا معیارهای سنجش از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. در هر سازمانی بنا بر توجه مدیران آن ، بعضی دارایی ها از اهمیت بیشتری برخوردارند در این اواخر بسیاری از افراد کارکنان را مهم ترین دارایی استراتژیک یک سازمان  معرفی کرده اند با این حال کارکنان خوب دست کم در هر سازمانی وجود دارند. اگر افراد توانمند در هرکجایی در دسترس باشند دیگر نمی توانند یک مزیّت  رقابتی  به شمار آیند. از این رو امروزه بعضی از صاحب نظران شاخص های     اندازه گیری خوب را مهم ترین دارایی استراتژیک سازمان می دانند. امروزه اندازه گیری به عنوان یکی از پایه ای ترین  مبنای علوم مختلف در عرصه دستاوردهای بشری در آمده می باشد. بی شک علم از زمانی آغاز می گردد که اندازه گیری پا به میدان می گذارد. شاید به توان یکی از مؤلفه های اصلی پیشرفته بودن جوامع را همین جنبش اندازه گیری دانست. در این بین اندازه گیری عملکرد ، خود عنوان یک عنوان عمومی عملکردهای مختلف موجود در صحنه کسب و کار را شامل می گردد. عملکردهایی که هم مربوط به سازمان و هم مربوط به واحدهای فرایندها، افراد ، مشتریان و یا پیمانکاران آن می باشد.                                      ( ایران زاده ،1388،ص ص 13-12)

[1] . Lord Kopen

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[2] . Reid Holton

[3] . Elwood Bates

[4] . Jeffry Kane

[5] . John Bernadin

[6] . Brun Brach

[7] . Performance Evaluated

[8] . Productivity Improve

[9] . Efficiency

[10] . Effectiveness

[11] . Respond Ability

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید