مدل های مختلفی جهت ارزیابی عملکرد طراحی شده می باشد که در ادامه به چند مورد از مهم ترین آن ها پرداخته می گردد.

2-1-8-1 ) سیستم اندازه گیری عملکرد AMBITE [1] ـ هدف چهار چوب AMBITE توسعه­ی روشی می باشد که مدیران میانی توسط آن به توانند تصمیمات استراتژیک را در شرکت خود ارزیابی کنند .این چهارچوب ابزاری را فراهم می آورد تا برنامه­ی کسب و کار شرکت (عوامل بحرانی موفقیت) به        مجموعه ای از شاخص های عملکرد ترجمه شوند.


بازاریابی
طراحی محصول و فرآیند

طراحی مشترک
شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مهندسی مشترک
ساخت و تولید
مشتریان
تامین کنندگان
تکمیل سفارش مشتری
سفارش تامین کنندگان
تولید برنامه ریزی و کنترل

شکل 2-1 ) چهار چوب روش   AMITE  (عفتی داریانی و همکارانش ،1386، ص34)

 

شاخص های عملکرد مستقیما با استراتژی در ارتباط بوده و فرایندگرا هستند. چهارچوب AMBITE یک مدل کسب و کار شرکت تولیدی را در شکل فوق نشان داده می باشد. شکل مدل سازی AMBITE برای یک سازمان تولیدی هر کدام از پنج فرایند اصلی کسب و کار ( تکمیل سفارش مشتری ، پشتیبانی فروشنده، طراحی مشترک ، مهندسی مشترک و تولید) در شکل، در داخل پنج شاخص اصلی  عملکرد( زمان ، هزینه، کیفیت، انعطاف پذیری و محیط) برنامه ریزی  می شوند. این  اقدام  برای شرایط تولیدی  ساخت تا انبار[2]  ( MTS)، مونتاژ تا سفارش[3] (ATO)، ساخت تا سفارش[4] (MTO)، و مهندسی تا سفارش[5] ( ETO) انجام می­گردد. این نوعی طراحی ، چهارچوب  ارزیابی عملکرد AMBITE  طراحی مذکور برای هر توپولوژی  تولید ، پنج فرایند اصلی کسب و کار در پنج شاخص اصلی عملکرد، بیست و پنج شاخص عملکرد استراتژیک[6] (SPI) را ارائه می دهد. روش AMBITE  یک شاخص بحران  موفقیت شرکت را در نظر گرفته و آن را وارد چهار چوب AMBITE می کند. این امر شاخص های عملکرد استراتژیک مرتبط با شرکت را به دست می دهد. این شاخص های عملکرد ، سپس می توانند به شاخص هایی در سطوح     پایین تر تجزیه شوند. تجزیه دقیق این شاخص ها در شرکت های مختلف  متفاوت می باشد و در نتیجه برای هر شرکت مجموعه­ای خاص از شاخص های عملکرد به وجود می آید. از آنجایی که مجموعه شاخص ها در هر سازمان مخصوص همان زمان بوده و با سازمان های دیگر متفاوت می باشد، امکان مقایسه بین     سازمان ها وجود ندارد.البته این تفاوت بیشتر در شاخص های سطح پایین دیده می گردد. اما در سطوح بالاتر شاخص ها در سازمان های  مختلف تقریبا مشابه هستند و تا حدی امکان مقایسه هست. اگر سازمان عوامل بحرانی موفقیت[7] خود را بشناسد، دانش شاخص های عملکرد متناسب با آن ها آسان می باشد. در این چهارچوب ، شاخص های سطح بالا به شاخص های سطح پایین ، جزیی و کاربردی تجزیه         می شوند. طی این تجزیه ، ارتباط ی سلسله مراتبی بین شاخص های عملکردی تعریف می گردد. این چهارچوب  فرایندی بوده و حالت عمومی دارد، در نتیجه برای هر سازمان تولید می کند ، این موضوع باعث می گردد که نتوان به مقایسه میان چندین سازمان پرداخت. در واقع شاخص های سطح بالابرای سازمان ها به صورت یکسان تعریف شده اند. اما با تجزیه این شاخص ها به شاخص های سطح پایین ، شاخص های متفاوتی در بین سازمان های مختلف به وجود می آید. پس ، مقایسه در سطح بالا (مثلا با SPI با نمره بیست و پنچ) معتبر بوده اما این مقایسه را نمی توان در سطح پایین انجام داد.             (عفتی داریانی و همکارانش ، 1386 ،ص 34)

سایت منبع

2-1-8-2 ) فرایند الگو سازی[8]

در تعریف عملیاتی ، الگو سازی نقطه ی شروعی برای ارزیابی و مقایسه می باشد . بالم[9] الگو سازی را عبارت از فرایند پژوهش ، ارزیابی و مقایسه پیوسته ی محصولات ،فرایند ،خدمات ، رویه ها و روش های انجام کار با بهترین حالاتی که توسط دیگر سازمان ها توسعه داده شده می باشد، تعریف کرده می باشد . این اقدام با هدف بهبود عملکرد سازمان انجام می شود. به اظهار دیگر الگو سازی نوعی فرایند ارزیابی و بهبود عملکرد می باشد و امروزه انواع مختلف الگو سازی هست . احتمالا ساده ترین توزیع الگوسازی در اجرا ،       الگو سازی داخلی می باشد. الگو سازی داخلی تحلیل عملکرد فرد در پی مقایسه ی آن با عملیات مشابه در دیگر واحد ها می باشد و نوعی ارزیابی داخلی سازمان می باشد که سطح عملکرد سازمان را با استاندارد ها مورد مقایسه قرار می دهد. به اشتراک گذاشتن نتایج داخلی الگو سازی داخلی نیاز به انجام الگو سازی خارجی را در پی دارد . انجام الگو سازی خارجی بسیار دشوار می باشد . اما ارزش آن به اندازه ی الگو سازی داخلی می باشد. می توان با نظاره ی عملکرد سازمان های دیگر ، راه خلاقانه ای برای انجام کارها پیدا نمود و آن ها را جایگزین ایده های صنعتی نمود. الگو سازی رقابتی ، بر رقابت های مستقیم سازمان ها توجه دارد. الگوسازی صنعتی دید وسیع تری دارد. الگو سازی عملیاتی ، یک عملیات تجاری خاص را در دو یا تعدادی شرکت مورد مقایسه قرار می دهد. ( عفتی داریانی و همکارانش ،1386 ،ص 35)

[1] .Advanced Manufacturing Business Implementation Tools For Europe

[2] . Make To Stoke

[3] . Assemble To Order

[4] . Make to Order

[5] . Engineer To Order

[6] . Strategic Performance Indicator

[7] . Critical Success Factor

[8] . Bench Marketing

[9] . Balem

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید