1. بین همدلی مدیران و رضایت شغلی کارکنان ارتباط هست.
  2. بین تساوی در بین کارکنان و رضایت شغلی آنان ارتباط هست.
  3. بین مثبت گرایی مدیران و رضایت شغلی کارکنان ارتباط هست.
  4. جنسیت کارکنان ارتباط بین مهارتهای ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان را تعدیل می کند.

 

1-7 تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش:

 

1-7-1 متغیر وابسته

رضایت شغلی

رضایت شغلی، نوعی احساس رضایت و رضایت خاطر فرد از شغل خود در سازمان می باشد که با کار مناسب با استعدادها، اندازه موفقیت در شغل، تامین نیازهای منطقی، شکوفایی استعدادها، پیشرفت شغلی،تجربه های موفق و جو سازمانی ارتباط دارد. ( خدایاری فرد و همکاران ،1388)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

رضایت شغلی یعنی، دوست داشتن وظایف مورد لزوم یک شغل. شرایطی که در آن کار انجام می گیرد و پاداشی برای انجام آن دریافت می گردد.( اسدی شیرین، 1387؛ص 89)

تعریف رضایت شغلی را میتوان به کوشش کلاسیک که در سال 1935 توسط رابرت هاپاک تعریف گردید، نسبت داد. وی درمورد پیچیدگی رضایت شغلی هشدار داد و آن را به عنوان ترکیبی از موارد روا نشناختی، فیزیولوژیک و محیطی که باعث می گردد شخص اظهار نماید که ” من از شغل خود رضایت دارم تعریف کرده می باشد “در حالی که لِوین معتقد می باشد که رضایت شغلی به اندازه علاقه افراد نسبت به شغلشان تصریح دارد. ( سید عامری و همکاران، 1388 )

در این پژوهش نمره ای که افراد از پرسشنامه رضایت شغلی می گیرند، اندازه رضایت شغلی آنها را نشان می دهد.

1-7-2 متغیر مستقل:

مهارتهای ارتباطی مدیران

ارتباطات طیف وسیعی از مباحث را در برمی گیرد. هرگونه تعریفی از این مبحث، به همان گستره ارتباطات  می تواند خیلی عادی و دم دستی و یا خیلی پیچیده و غامض باشد. ما می توانیم جنبه های متمایز ارتباطات را براساس این گونه تعاریف متفاوت تشریح و توصیف کنیم اما یک تعریف واحد و یکسان پیدا نمود نمی گردد. بشر، چه در درون خانواده و چه در اجتماع، درگیر شبکه ی پیچیده ای از ارتباطات مختلف می باشد که بخش عمده ای از ذهن، فکر و انرژی او را مصروف خود می دارد. (یوسف زاده،زارعی،1389)

مهارت در ایجاد ارتباط مناسب با دیگران بر توانایی ها و اعتماد به نفس ما می افزاید، استعداد و دست آوردهایمان را نمایان می کند و تکریم و قدردانی  دیگران را جلب می نماید. (هاشمی مطلق،مظفری،89)

با این توصیف وقتی وارد سازمان ها می شویم این کیفیت ارتباطات و بهره وری آن نقشی بی بدیل می یابد.  بحث ارتباط سازمانی مسأله ای نیست که بتوانیم به راحتی از کنار آن بگذریم. زیرا اثری مستقیم در
کامیابی ها و ناکامی های ما خواهد داشت. (یوسف زاده، زارعی،1389)

1-7-2 -1 مثبت گرایی

در سالهای اخیر، توجه روان‌شناسان به مقوله روان‌شناسی مثبت گرا جلب شده؛ به گونه ای که این جنبش به حوزه مدیریت و رفتار سازمانی هم راه یافته می باشد. امروزه پس از سرمایه انسانی و اجتماعی، سرمایه روان‌شناختی را می توان به عنوان مبنای مزیت رقابتی در سازمان ها در نظر گرفت. رفتار سازمانی مثبت گرا چنین تعریف می گردد: “ مطالعه و کاربرد توانمندی‌های مثبت روان‌شناختی و نقاط قوت منابع انسانی که قابل توسعه و اندازه گیری باشند و بتوان برای بهبود عملکرد کارکنان، آنها را به صورت اثر بخش مدیریت نمود. (سیمار،2009 )

نتایج پژوهشهای انجام شده در زمینه رفتار سازمانی مثبت‌گرا حاکی از آن می باشد که ظرفیت‌های روانشناختی، از قبیل: امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خود- کارآمدی، در کنار هم، عاملی را با عنوان: سرمایه روان‌شناختی تشکیل می دهند. به بیانی دیگر، بعضی متغیرهای روان‌شناختی، از قبیل: امیدواری،
تاب آوری، خوش بینی و خود- کارآمدی، در مجموع یک منبع یا عامل نهفته جدیدی را تشکیل می دهند که درهر یک از این متغیرها، نمایان می باشد. (همان منبع)

یک ارتباط میان فردی مؤثر، زمانی رخ می دهد که از مثبت گرایی نسبی بهره مند باشد. فردی که احساس ناخوشایندی نسبت به خود دارد بی تردید این احساس نا خوشایند را به نحوی به دیگران منتقل می کند و در آنان نیز این احساس ناخوشایند و منفی را می سازد. ارتباط میان فردی زمانی به درستی شکل
می گیرد و به بالندگی خود نزدیک می گردد، که احساس خوشایند خود را نسبت به طرف مقابل به او منتقل کنیم.(یوسف زاده،زارعی،1389)

این متغیر توسط سوالات شماره  1  الی 13 پرسشنامه سنجیده می گردد

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید