در سده کنونی اهمیت و اثربخشی این دانش بشری تا آنجاست که بعضی از صاحب نظران، سده 20 را عصر مدیریت و دنیای امروز را، دنیای مدیران آگاه می دانند و هنر و علم مدیریت را از ظریفترین و دشوارترین و پرثمرترین کارها می دانند و آن را به عنوان یکی از شاخصهای مهم تمدن معاصر مانند عاملهای موثر در رشد توسعه جتماعی، فرهنگی ، اقتصادی جوامع کنونی به شمار می آورند. (ساعتچی و همکاران،1387)

یکی از وظایف عمده مدیریت، ارتقاء و حفظ انگیزه در کارکنان می باشد و کمک به اینکه کارکنان از کار خود راضی باشند. اگر کارکنان از کار خود راضی نباشند نخواهند توانست استانداردهای محل کار خود را به خوبی رعایت کنند و نارضایتی و عملکرد ضعیف ممکن می باشد منجر به جابجایی و غیبت کارکنان شده و عملکرد آنان را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. And et al , 2010) (Ullah Khan

امروزه ثابت شده می باشد هراندازه مدیران سازمانها نسبت به رضایت شغلی و مسائل کارکنان وقوف بیشتری داشته باشند بهتر می توانند با برنامه ریزی منطقی علاوه بر افزایش سطح رضایت کارکنان موجبات ارتقا و بهره وری سازمان را نیز فراهم نمایند. (قلی زاده و همکاران ،1389)

رضایت شغلی از نظر کارکنان، تاثیر مثبتی می باشد که شغل یا جایگاه شغلی برای او به وجود می آورد و باعث افزایش کیفیت زندگی کاری او می گردد. (rethinam et al, 2008)

برای دستیابی به بهره وری مدرن وجود رضایت شغلی ضروری می باشد و از عوامل موثر در عملکرد کارکنان به شمار می رود. کار جذاب و دارای بروز خلاقیت، کارکنان دارای تکریم و ارزشمند، تأثیر مهمی در رضایت شغلی دارد. (اسماعیلی، انصاری،1386)

رضایت شغلی ترکیبی از خرسندی شناختی [1] و خرسندی احساسی [2] فرد نسبت به شغلش می باشد. رضایت شناختی، رضایتی می باشد که بیشتر بر ارزیابی منطقی و عقلانی شرایط کار استوار می باشد. پس رضایت شناختی یک ارزیابی مبتنی بر مقایسه هاست که بر قضاوتهای احساسی تکیه ندارد. و ارزیابی شرایط فرصتها و درآمدها را در بر می گیرد. اما رضایت احساسی ارزیابی کلی فرد به گونه احساسی نسبت به شغلش می باشد. این رضایت خلق و خوی خوب فرد و احساس خوب و مثبت وی را هنگام کارکردن نسبت به کارش نشان می دهد. (اسماعیلی، انصاری،1386)

در واقع می توان گفت که رضایت شغلی موضوعی می باشد که افراد با آن دست و پنجه نرم می کنند و به گونه مداوم کار خود را با انتظاراتی که از زندگی دارند مورد مقایسه قرار می دهند. ( cherose et al.2006)

 

2-1-1  تعریف رضایت شغلی

وقتی شخص می گوید که دارای رضایت شغلی بالا می باشد این بدین مفهوم می باشد که واقعاً شغلش را دوست دارد. احساس خوبی در باره کارش دارد. گروهی رضایت شغلی را براساس نوع عامل روانی تعریف کرده آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال می انگارند، یعنی اگر شغل مورد نظر  لذت مطلوب را برای فرد تامین نماید در این حالت فرد از شغلش راضی می باشد و به طرقی رفتار خواهد نمود که عملکردش بهبود یابد. (رضایی، خلیل زاده،1388)

لاک[3] رضایت شغلی را احساسی روانی مطلوب حاصل از ارزیابی های یک فرد در مورد شغل یا تجارب شغلی  می داند. اسپکتور نیز رضایت شغلی را احساس افراد نسبت به مشاغل خود به گونه کلی، یا نسبت به جنبه های مختلف آن می داند. وی جنبه های مهم رضایت شغلی را بر می شمارد: رضایت از سازمان- تعهد سازمانی – رضایت از کار ، رضایت از سرپرست، رضایت از همکاران، رضایت از حقوق و مزایا و رضایت از ترفیعات و ارتقا. (سید جوادین و همکاران،1387)

فیشر و هانا[4]، رضایت شغلی را عامل روانی تلقی کرده و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال توصیف می کنند. یعنی، اگر شغل مورد نظر نیازهای فرد را به صورت مطلوب فرد تامین کند در این حالت فرد از شغلش راضی می باشد. پیش روی چنانچه شغل مورد نظر رضایت و لذت را به فرد ندهد در این حالت فرد شروع به ترک خدمت و یا در صدد تغییر آن بر می آید. (کوشکی و همکاران،1388)

بر اساس تعاریف بالا می توان گفت: رضایت شغلی، نوعی احساس رضایت خاطر فرد از شغل خود در سازمان می باشد. یعنی، دوست داشتن وظایف مورد لزوم یک شغل و شرایطی که در آن کار انجام
می گیرد. تاثیر مثبتی می باشد که شغل یا جایگاه شغلی برای  کارکنان به وجود می آورد و باعث افزایش کیفیت زندگی کاری او می گردد.

[1]. Affective

[2]. Contentment

[3].Locke

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[4]. Fisher & hanna

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید