2-1-1)تشریح مفهوم عملکرد

در ضرورت وتشریح مفهوم عملکرد هولتون و بیتز[1] (1995) خاطر نشان ساخته اند که مفهوم عملکرد دارای ساختار چند بعدی می باشد که ارزیابی آن ، بسته به انواع عوامل ، متفاوت می باشد. آنها همچنین به اهمیت این موضوع که هدف ارزیابی ، نتایج عملکرد می باشد یا رفتار تصریح می نمایند. در مورد این که  عملکرد چیست ،توجه های متفاوتی هست. می توان عملکرد را فقط سابقه نتایج حاصله تلقی نمود. از نظر فردی ، عملکرد ، معادل سابقه موفقیت های یک فرد می باشد. تعاریف متفاوتی از عملکرد شده می باشد که عبارتند از:

-کین [2](1996)معتقد می باشد عملکرد ،چیزی می باشد که فرد به جا می گذارد و جدای از هدف می باشد.

– برنادین[3] و همکارانش(1995) عقیده دارند که عملکرد بایستی به عنوان نتایج کار تعریف گردد ، زیرا نتایج قوی ترین ارتباط را با اهداف استراتژیک سازمان ، رضایت مشتری و تأثیر های اقتصادی ، دارد.

– فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد عملکرد را معادل انجام ، اجرا ، تکمیل ، انجام کار سفارش یا تعهد شده می داند.

-کمپ بل[4]  معتقد می باشد که عملکرد، رفتار می باشد و بایستی از نتایج متمایز گردد ، زیرا عوامل سیستمی می توانند نتایج را منحرف کنند.

در صورتی که عملکرد به گونه ای تعریف گردد که هم رفتار و هم نتایج را در بر گیرد ، دیدگاه جامع تری حاصل می گردد.

تعریف بروم براچ [5] (1988)این ویژگی را دارد:

عملکرد هم به معنای رفتارها و هم به معنای نتایج می باشد. رفتارها از فرد اجرا کننده ناشی می شوند و عملکرد را از یک مفهوم انتزاعی به اقدام تبدیل می کنند. رفتارها فقط ابزارهایی برای نتایج نیستند ، بلکه به نوبه ی خود نتیجه به حساب می آیند.این تعریف از عملکرد ، منجر به این نتیجه گیری می گردد که هنگام مدیریت عملکرد گروه ها و افراد ، هم ورودی ها ( رفتار ) و هم خروجی ها ( نتایج ) بایستی در نظر گرفته شوند. هارتل این مدل را مدل ترکیبی مدیریت عملکرد می نامد. این مدل سطوح توانایی یا شایستگی و موفقیت ها را همانند هدف گذاری و بازبینی اهداف ، پوشش می دهد (آرمسترانگ ،1385).

2-1-2) تعریف عملکرد سازمانی[6]

عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد . پس، عملکرد سازمانی یک سازه ی کلی می باشد که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی تصریح دارد(رهنورد،1387).سازمانها برای حفظ حیات خود ، و پیشرفت در دنیای رقابتی امروز به بهبود مستمر عملکرد نیاز دارند (بزاز جزایری،1387) . عملکرد به چگونگی انجام وظایف ، فعالیتها و نتایج حاصله از آنها اطلاق میشود. (عالم تبریز و همکاران،1388).  عملکرد سازمانی از دهه های گذشته مورد علاقه هم محققین دانشگاهی وهم مدیران بخش های اجرایی بوده می باشد زیرا که نتیجه نهایی بهره گیری از منابع ملموس وناملموس درسازمان ها می باشد هر چند که منابع ناملموس برای سازمان ها اهمیت بیشتری دارد( etal. ,2013 & Al-Dhaafri). به اعتقاد شرمرهورن و همکارانش[7] (2002) عملکرد به کیفیت و مقدار موفقیتهای کار فردی یا  گروهی تصریح دارد Ho,2008)). آرمسترانگ[8] (2006)عملکرد را یک استراتژی می داند که مبتنی بر تجزیه و تحلیل عوامل اساسی موفقیت و سطوح عملکرد حاصله بر پایه آن عوامل می باشد (بزاز جزایری،1387). معروف ترین تعریف عملکرد توسط نیلی[9] و همکاران(2003) ارایه شده می باشد: « فرایند تبیین کیفیت اثربخشی و کارایی اقدامات گذ شته»(رهنورد،1387). مطابق این تعریف، عملکرد به دو جزء تقسیم گردد: 1) کارایی که توصیف کننده ی چگونگی بهره گیری سازمان از منابع در تولید خدمات یا محصولات می باشد، یعنی ارتباط بین ترکیب واقعی و مطلوب دروندادها برای تولید بروندادهای معین؛ و 2) اثربخشی که توصیف کننده ی درجه ی نیل به اهداف سازمانی می باشد. این اهداف معمولاً در قالب مناسبت[10] (درجه ی انطباق بروندادها با نیازهای مشتریان )، در دسترس بودن[11] (جنبه هایی نظیر فراوانی، ارائه در میان گروه های اولویت دار، و فاصله ی فیزیکی )، و کیفیت (درجه ی تحقق استانداردهای مورد نیاز ) تبیین می شوند(Dollery & Worthington,1996). مولین[12](2002) در تعریف خود از  سنجش عملکرد بر چگونگی مدیریت و ارزش آفرینی به تبیین زیرتأکید دارد:« ارزشیابی چگونگی مدیریت سازمان ها و ارزش آفرینی آن ها برای مشتریان و دیگر ذینفعان» Moullin,2002)). همان گونه که پرت[13] ( 2005 ) تأکید می کند، تعریف مولین از غنای بیشتری برخوردار می باشد. زیرا واژه ی ارزشیابی هم کیفیت وهم کمیت را پوشش می دهد Pratt, 2005)). در ضمن همان گونه که خود نیلی ( 2005 ) نیز تصریح می کند، ارزش آفرینی برای ذینفعان درموفقیت سازمانی تأثیر کلیدی دارد. بی شک، مدیران نیاز دارند بدانند ذینفعان کلید ی سازمان آن ها را چگونه ادراک میکنند، و تصریح این امر در تعریف عملکرد، سازمان ها را به سنجش ادارک ذینفعان ترغیب می ‌کند(Neely, 2005).

عملکرد سازمانی (OP)را می توان  شاخصی برای اندازه گیری اندازه دستیابی خوب و مــوثر یک اقدام به اهداف تعیین شده تعریف می گردد  ،که می تواند بوسیله کارایی و تاثیر سازمان در دستیابی به اهداف ، برآورد گردد. عملکرد سازمانی تابع عملکرد منابع انسانی و تعامل آنها با منابع و امکانات و تکنولوژی موجود در سازمان می باشد ((Ho,2008 . از سوی دیگر عملکرد منابع انسانی هم تابع انگیزش و توانایی آنهاست . توانایی منابع انسانی خود تابع دانش شغلی و مهارت کاربرد دانش مذکور در انجام وظایف و فعالیتهای شغلی می باشد . انگیزش منابع هم خود ، تابع توجه آنها و شرایط و موقعیتی می باشد که در آن کار می کنند با در نظر داشتن این مفاهیم عملکرد سازمانی را می توان ببشکل زیر مفهوم سازی نمود .

عملکرد سازمانی = تابع (عملکرد منابع انسانی´امکانات و تجهیزات´تکنولوژی)

عملکرد منابع انسانی = تابع (توانایی´انگیزش)

توانایی = تابع (دانش و مهارت)

انگیزش = تابع(توجه´جایگاه) (بزاز جزایری،1387).

همواره در اکثر سازمان های جهان مدیران و رهبران سازمانی درپی ارتقا و بهبود عملکرد سازمان های خویش می باشند. عملکرد سازمان ترکیب گسترده ای هم از دریافتی های غیر ملموس، هم زیرا افزایش دانش سازمانی و هم دریافتی های عینی و ملموس، هم زیرا نتایج اقتصادی و مالی می باشد. مدل های گوناگونی کوشش کرده اند عملکرد سازمانی را معرفی و ارزیابی کنند. مطالعه این الگوها نشان از آن دارد که اولاً تغییرات عملکرد سازمانی بایستی اندازه گیری و سنجش گردد. ثانیاً تغییرات عملکرد سازمان بایستی در تمامی سطوح سازمان مورد توجه باشد و اهداف فردی ، گروهی درسازمان بایستی در راستای اهداف سازمانی قرار گیرد .ثالثاً در اندازه گیری سطح عملکرد سازمان بایستی از ابزارهایی که ابعاد گوناگون عملکرد سازمان را مورد توجه قرار می دهند، بهره گیری نمود.برای سنجش عملکرد سازمانی در عین در نظر داشتن نتایج مشهود اقتصادی زیرا نرخ بازگشت سرمایه و افزایش حاشیه ی سود و همانند این ابزارها بایستی سطح خلاقیت و نوآوری و نیز افزایش سطح دانش سازمانی را نیز سنجش نمود (علامه،مقدمی،1389).

[1] Holton and  bates

[2] Kane

[3] Bernadin

[4]  Campbel

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[5] Brumbrach

[6] Organizational Performance

[7] Schermerhorn et al

[8] Armstrong

[9] Neely

[10]  Appropriateness

[11] Accessibility

[12] Moullin

[13] Pratt

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید