کوهلن[1] طی پژوهشی به این نتیجه رسید که بین رضایت شغلی و سلامت روانی کارکنان ارتباط مثبت و معناداری هست. پیرون[2]و همکاران ( 1976 ) در مقایسه افراد با گرایش های روان رنجور و روانپریش با افراد سالم به این نتیجه رسیدند که روان پریش ها و روان رنجورها در ارتباط با خرده مقیاس های رضایت شغلی شامل سرپرستی،ترفیعات،حقوق،همکاران و ماهیت شغل رضایت شغلی کمتری دارند.

پژوهش رائول[3] و همکاران ( 2001 ) ، نشان داد که سطح رضایت شغلی با مثبت نگری در جهت حالت روانشناختی خوب داشتن، ارتباط دارد. ( خدایاری فرد و همکاران ،1388)

در پژوهش دیگری که در این زمینه توسط امیری و همکاران(1386) صورت گرفته می باشد. نتایج نشان داده می باشد که بین مهارتهای ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان ارتباط ی مستقیم و معنی داری هست. یعنی هرچه مهارتهای ارتباطی بیشتر باشد رضایت شغلی نیز بیشتر می گردد. ( امیری و همکاران،1386)

پژوهشی دیگر که در خصوص تاثیر عدالت سازمانی (تساوی) بر تمایل به ترک شغل از طریق رضایت شغلی توسط رحیم نیا و هوشیار صورت گرفته نتایج حاکی از این می باشد که عدالت سازمانی بر رضایت شغلی تاثیر دارد. تحقیقات دیگران نیز این مطلب را ثابت کرده و با نتایج این پژوهش همخوانی دارند. جوردان (2001) ،یعقوبی و همکاران (1388)، سید جوادین و همکاران(1387)، همگی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که هرچه عدالت سازمانی بیشتر رعایت گردد رضایت شغلی کارکنان بیشتر می گردد و پیامدهای مثبتی را برای سازمان به بار خواهد آورد. ( رحیم نیا، هوشیار ،1389)

در تحقیقات زیادی که در بیمارستانهای کشور صورت گرفته در خصوص رضایت شغلی و عوامل موثر بر آن نشان داده اند که بین رضایت شغلی مدیران و کارکنان و مشخصات فردی از قبیل جنس، سن، وضعیت تاهل  و تعداد فرزند و سطح تحصیلات و سنوات خدمت روابط معناداری هست در 14 پژوهشی که به مقصود تعیین عوامل موثر بر رضایتمندی و نارضایتی شغل کارکنان در مراکز درمانی استرالیا انجام شده عواملی زیرا انعطاف پذیری محیط کار و انجام کار بصورت گروهی منجر به رضایت شغلی گردیده و کار با افراد بدون مهارت و آموزش ندیده وظایف سنگین و طاقت فرسا مثل مستند سازی و امور دفتری، تنش ناشی از انتظارات تأثیر منجر به نارضایتی شغلی کارکنان شده می باشد. (مصدق راد،1383)

یکی از پژوهشهای انجام شده در ارتباط با این پژوهش پژوهش زارعی و یوسف زاده (1389 ) بوده که در ایران صورت گرفته می باشد و در آن به تبیین شاخص های مهارت ارتباطی مدیران و تأثیر آن در رضایت شغلی کارکنان  پرداخته شده می باشد. به گونه اختصار در خصوص نتایج حاصل از مطالعه ارتباط ی بین مهارت ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان نتایج نشان داد که ارتباط ای قوی بین این دو متغیر ( مهارت ارتباطی و رضایت شغلی) هست. در خصوص تک تک شاخص ها نیز قوی ترین ارتباط ها بین شاخص های همدلی و مهارت اجتماعی با رضایت شغلی نظاره گردید و ضعیف ترین ارتباط نیز مربوط به شاخص خود نظمی بود. (یوسف زاده،زارعی،1389 )

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

در این پژوهش رضایت شغلی کارکنان به عنوان متغیر وابسته و مهارتهای ارتباطی مدیران                       (همدلی، مثبت گرایی،تساوی ) به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده و تاثیر مهارتهای ارتباطی مدیران بر رضایت شغلی کارکنان مورد سنجش قرار می گیرد.

مدل تحلیلی پژوهش که برگرفته از پژوهش(یوسف زاده، زارعی،1389) بوده که متغیر تساوی به عنوان یکی از ابعاد متغیر مستقل و متغیر جنسیت به عنوان متغیر تعدیلگر به مدل اضافه گردیده می باشد. جهت اختصار کردن مدل به دلیل محدودیت زمانی و بالاتر بردن کیفیت پژوهش، بعضی از متغیرهای مربوط به مهارتهای ارتباطی که در مدل زارعی و یوسف زاده بکار گرفته شده می باشد در این مدل حذف گردیده می باشد.

1- kohlen

 

2- perone

  1. 3. Raul

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید